۱۳۹۰ آذر ۳۰, چهارشنبه

آیا عفو بشر دوستانه شامل ایرانیهای زندانی با برچسب جاسوسی آمریکا میشود یا فقط شامل جاسوسان آمریکاست؟

اگر آن دو آمریکایی بیگناه بودند چرا زندانیشان کردید و اگر جاسوس بودند غلط کردید که آزادشان کردید و اگر هم به ادعای خودتان برای مسایل بشر دوستانه آزادشان کردید چرا تمام زندانیان سیاسی ایرانی را شامل عفو بشر دوستانه نمیکنید؟
چه ایرانیانی که بی گناه و بدون سند و مدرک و فقط با برچسب جاسوسی اعدام و زندانی نشدند و حالا که مثلا سه جاسوس از خود آمریکا را پیدا کرده اند آزادشان میکنند. آخر به کدام چه سخن این رژیم باید اعتماد کرد؟ مگر میشود 2 سال چند نفر را بدون هیچ گناهی زندانی کرد و آخر سر گفت برای اهداف بشر دوستانه بوده؟
آزاد کردن این دو آمریکایی دقیقا به این معناست که تا حالا ما این دو نفر را به گروگان گرفته بودیم تا با شما معامله کنیم و در اصل آنها بی گناه بودند دقیقا همان چیزی که از روز اول این بیچاره ها فریاد میزدند که ما بی گناهیم. وقتی به این رژیم ولایت وقیح میگویند نظام تروریست دقیقا مصداق همین است.
در تمام این دوسال رژِیم حتی یک مدرک هم نتوانست ارائه کند که اینها جاسوس بودند ولی وقیحانه همیشه ادعا میکرد که اسنادی دارند که جاسوس بودن آنها را اثبات میکند. پش چه شد آن اسناد؟ این رژِم هیچ آبرویی برای ما ایرانیان در دنیا باقی نگذاشته و هر روزی که دست روی دست بگذاریم ضررهای به کشور تحمیل میشود که شاید دهه ها طول بکشد تا جبران بشوند. از اختلاس 3 هزار میلیاردی که یکشبه شد 1700 هزار میلیارد تا آن 123 میلیارد که البته تمام این چیزها بوک کوه یخ هست که فقط روی آّب دیده میشود در صورتی که قسمت عظیم این چپاول ملت زیر آب هست مدتها طول میکشد تا دیده شود. با رژِم سرتا پا دروغ و جنایت و کلاشی مواجه هستیم.

۱۳۹۰ شهریور ۳۰, چهارشنبه

آیا عفو بشر دوستانه شامل ایرانیهای زندانی با برچسب جاسوسی آمریکا هم میشود یا فقط شامل جاسوسان آمریکاست؟

اگر آن دو آمریکایی بیگناه بودند چرا زندانیشان کردید و اگر واقعا جاسوس بودند غلط کردید که آزادشان کردید و اگر هم به ادعای خودتان برای مسایل بشر دوستانه آزادشان کردید چرا تمام زندانیان سیاسی ایرانی را شامل عفو بشر دوستانه نمیکنید؟ چرا آمریکایی ها؟ مگر خون آمریکایی رنگین تر از خون ایرانیست؟ البته پاچه خواری آمریکا هم در این موضوع نقش داشته ظاهرا.
چه ایرانیانی که بی گناه و بدون سند و مدرک و فقط با برچسب جاسوسی اعدام و زندانی نشدند و حالا که مثلا سه جاسوس از خود آمریکا را پیدا کرده اند آزادشان میکنند. آخر به کدام سخن این رژیم باید اعتماد کرد؟ مگر میشود 2 سال چند نفر را بدون هیچ گناهی زندانی کرد و آخر سر گفت برای اهداف بشر دوستانه بوده که آزاد شده اند؟
آزاد کردن این دو آمریکایی دقیقا به این معناست که تا حالا ما این دو نفر را به گروگان گرفته بودیم تا با شما معامله کنیم و در اصل آنها بی گناه بودند دقیقا همان چیزی که از روز اول این بیچاره ها فریاد میزدند که ما بی گناهیم. وقتی به این رژیم ولایت وقیح میگویند نظام تروریست دقیقا مصداق همین است.
در تمام این دوسال رژِیم حتی یک مدرک هم نتوانست ارائه کند که اینها جاسوس بودند ولی وقیحانه همیشه ادعا میکرد که اسنادی دارند که جاسوس بودن آنها را اثبات میکند. پس چه شد آن اسناد؟ این رژِم هیچ آبرویی برای ما ایرانیان در دنیا باقی نگذاشته و هر روزی که دست روی دست بگذاریم ضررهایی به کشور تحمیل میشود که شاید دهه ها طول بکشد تا جبران بشوند. از اختلاس 3 هزار میلیاردی که یکشبه شد 1700 هزار میلیارد تا آن 123 میلیارد که البته تمام این چیزها نوک کوه یخ هست که فقط روی آّب نمایان است در صورتی که قسمت عظیم این کوه چپاول ملت زیر آب هست و مدتها طول میکشد تا دیده شود. با رژِم سرتا پا دروغ و جنایت و کلاشی مواجه هستیم.

۱۳۹۰ شهریور ۲۰, یکشنبه

ننگ خیانت به وطن در زمان جنگ با دشمن خارجی رو با هیچ چیزی نمیشه پاک کرد و دوباره برگشت به آغوش همون ملتی که بهش خیانت کردید

گستاخی و پر رویی تا کجا؟ مگر مجاهدین یا منافقین همانهایی نیستند که به وطن خودشون خیانت کردند و پریدند بغل صدام حسین در صورتی که با ایران در حال جنگ بود؟ مگر میشودکه همچین خیانتی رو ملت نادیده بگیره و دوباره این خائنین رو قبول کنه؟ مگه میشه به ملت خودت خیانت کنی و انگار که نه انگار دوباره ادعای آزادی خواهی برای همون ملت کرد؟ آخه اینها چقدر وقیح هستند که به خودشون اجازه قاطی کردن خودشون رو با مبارزات مردم ایران رو میدهند؟ چرا دست از سر این ملت بر نمیدارید؟ اگر آزادی خواه واقعی هستید خودتون رو به مبارزات مردم ایران نچسبانید و بهانه برای سرکوب بیشتر رژِیم ندهید. ساده بگم دست از سر این ملت بردارید که این مردم اگر ضرری از شما بهشون نرسه رضایت دارند و به منفعت شما چشمداشتی ندارند. اینقدر سعی در گرفتن ماهی در آب گل آلود نکنید

۱۳۹۰ شهریور ۱۲, شنبه

فیسبوک شرکت امنیتی کومودو سایتهای نا امن را برای ایرانیان اعلام کرد

در فیسبوک شرکت امنیتی کومودو که پروانه دمین هم صادر میکند (دفعه قبل که جیمیل را برادران مغز برکف از طرق گرفتن یکی از همین پروانه ها از کومودو هک کرده بودند) سایتها و دُمینهایی که از طریق شرکت DigiNotar پروانه برایشان صادر شده و ایرانیان باید هنگام بازدید خود از آنها هوشیار باشند را اعلام کرد.
www.cia.gov

www.sis.gov.uk

*.mossad.gov.il
*.google.com
*.microsoft.com
*.skype.com
*.torproject.org
addons.mozilla.org
login.yahoo.com
Thawte Root CA, VeriSign Root CA
twitter.com
www.facebook.com

۱۳۹۰ شهریور ۲, چهارشنبه

اصلاح طلبان حکومتی شورای هماهنگی راه سبز مخفی بودن هویتشان بیشتر اعتبار برایشان دارد تا افشاء آن

هیچ دلیلی وجود ندارد که کسانی که ادعای هماهنگی و رهبری یک جنبش را دارند هویت خودشان را افشاء نکنند مگر اینکه مخفی نگهداشتن هویتشان بیشتر اعتبار برایشان کسب کند تا افشاء چهره شان. محسن کدیور که مدت زیادی است محو شده است یکی از همین اعضاء گروه شورای هماهنگی جنبش سبز خود خوانده است. محسن کدیور بعد از شاهکار هم غزه هم لبنان متوجه منفور بودن چهره خود شد برای همین از نظرها پنهان شده و حالا آرزوهای خود در رسیدن به یک نوع دیگر جمهوری اسلامی خود ساخته را در شورای هماهنگی به جلو میبرد. معمولا کسانی که ادعای سیاست سازی و رهبری یک حرکت مردمی را در جامعه بعهده میگیرند بر اساس سوابق و مبارزاتشان است ولی گروهی که هویت خود رو آشکار نمیکنه چطور انتظار دارد که مردم از آنها حمایت کنند. آیا مردم حق ندارند بدانند سیاستهای چه کسانی را میشنوند؟ آیا اینها هم مانند مزدورانی که خود را جزئی از مردم جا میزدند تا تجمعات را به بیراهه ببرند هستند و قصد منحرف کردن و از پا انداختن مخالفان را دارند؟ چطور مردم باید به فراخوانهای شورایی لبیک بگویند که حتی هویتشان هم مشخص نیست؟ اصلا چه دلیلی وجود دارد که اینها در خارج از ایران از جمهوری اسلامی بترسند؟ اگر هم میترسند چرا باید ادعای رهبری و تشکیل شورا را داشته باشند چون این کار گاو نر میخواهد و مرد کهن. آیا دلیل دیگری غیر ترس از افشای چهره منفورشان وجود دارد؟ اینها حتی یک سخنگو هم ندارند که سیاستهای خودشان را بازگو کند. آیا ملت ایران باید بدنبال اشباح به راه بیفتند؟ آیا انقلاب 57 درس عبرتی نشده که مردم ما چشم بسته و نشناخته دنبال روی کورکورانه نکنند آنهم دنباله روی کسانی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند و چهره خود را مخفی نگهداشته اند؟ فراخوان دادنهای آبکی در روزی که سنَدَش به اسم حکومت خورده است چه معنایی غیر از سرخورده کردن احساسات مردم دارد؟ تمام شواهد نشان از این دارد که اینها به جمهوری اسلامی پایبند هستند و برای همان هدف هم کار میکنند.

۱۳۹۰ مرداد ۳۱, دوشنبه

اصلاح طلبان حکومتی شورای راه سبز مثل کدیور بقدری منفور هستند که مخفی بودن هویتشان بیشتر اعتبار برایشان دارد تا افشاء آن

هیچ دلیلی وجود ندارد که کسانی که ادعای هماهنگی و رهبری یک جنبش را دارند هویت خودشان را افشاء نکنند مگر اینکه مخفی نگهداشتن هویتشان بیشتر اعتبار برایشان کسب کند تا افشاء چهره شان. محسن کدیور که مدت زیادی است محو شده است یکی از همین اعضاء گروه شورای هماهنگی جنبش سبز خود خوانده است. محسن کدیور بعد از شاهکار هم غزه هم لبنان متوجه منفور بودن چهره خود شد برای همین از نظرها پنهان شده و حالا آرزوهای خود در رسیدن به یک نوع دیگر جمهوری اسلامی خود ساخته را در شورای هماهنگی به جلو میبرد. چطور مردم باید به فراخوانهای شورایی لبیک بگویند که حتی هویتشان هم مشخص نیست؟ اصلا چه دلیلی وجود دارد که اینها در خارج از ایران از جمهوری اسلامی بترسند؟ آیا دلیل دیگری غیر ترس از افشای چهره منفورشان وجود دارد؟ اینها حتی یک سخنگو هم ندارند که سیاستهای خودشان را بازگو کند. آیا ملت ایران باید بدنبال اشباح به راه بیفتند؟ آیا انقلاب 57 درس عبرتی نشده که مردم ما چشم بسته و نشناخته دنبال روی کورکورانه نکنند آنهم دنباله روی کسانی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند و چهره خود را مخفی نگهداشته اند؟ فراخوان دادنهای آبکی در روزی که سنَدَش به اسم حکومت خورده است چه معنایی غیر از سرخورده کردن احساسات مردم دارد؟

۱۳۹۰ مرداد ۱۹, چهارشنبه

آقای جمهوری اسلامی, از مردمان تحت ستم انگلیس کسی حاضر هست جایش را با یکی از مردم مرفه ایران عوض کنه؟

جمهوری وقاحت اسلامی باز هم کاری کرد که همه مشغول انگشت گزیدن بشوند و اعلام کردند که دولت انگلیس با غارتگران شهر که 4 روز است به غارتگری و کشتن و گردن کلفتی مشغول هستند با آرامش برخورد کنند. این در حالی است که پلیس انگلستان هنوز از هیچ نوع سلاحی مثل گلوله پلاستیکی یا گاز اشک آور و حتی ماشین آب پاش هم استفاده نکردند و در تمام این 4 روز نه تنها به مردم مغازه ها و اموال خصوصی و عمومیشان حمله شده بلکه پلیس هم مورد حمله قرار گرفته و جمهوری وقاحت از غارتگران خواسته تا با اموال غارت شده به سفارت غارتگران ایران پناه ببرند تا مورد حمایت برادران چپاولگر اسلامی خود قرار بگیرند. از همینجا به خانواده سنگ پا که در پی شنیدن این خبر به علت سکته مغزی و قلبی به رحمت خدا رفته است تسلیت عرض مینماییم.

۱۳۹۰ مرداد ۱۳, پنجشنبه

۱۳۹۰ مرداد ۶, پنجشنبه

این انسانهای شرور نیستند که کشور رو از بین میبرند بلکه مردمان نیک کردار هستند که کاری نمیکنند

این انسانهای شرور نیستند که کشور رو از بین میبرند بلکه مردمان نیک کردار هستند که کاری نمیکنند/توماس جفرسون

۱۳۹۰ خرداد ۲۳, دوشنبه

اگر مردم از دولت بترسند همیشه ظلم خواهد بود و اگر دولت از مردم بترسد آزادی

اگر مردم از دولت بترسند همیشه ظلم خواهد بود و اگر دولت از مردم بترسد آزادی. توماس جفرسون

۱۳۹۰ اردیبهشت ۹, جمعه

هر چه مشروعت خامنه ای کمتر میشود به همان نسبت مقدس جلوه دادنش هم افزایش پیدا میکند

یک عمر رژیم در کتابهای درسی و جامعه فرعون و فرعونیان را به ما یاد دادند ولی اگر هم آن داستانها هم راست باشد خامنه ای از همه آنها فرعون تر است. مگر نه اینکه فرعون خود را خدا مینامید؟ خب خامنه ای هم خود را جانشین با واسطه خدا روی زمین میدونه ولی واقعا فرمانش مثل خود خدا اجرا میشه و خواسته اش همون قدرت فرعون رو بر جان و مال و ناموس مردم را داره. جالبتر اینکه هر چی این خامنه ای منفورتر میشه کاسه لیسان درگاهش بیشتر سعی در مقدس جلوه دادنش میکنند. از یا علی گفتن موقع بدنیا آمدن بگیرید تا غیب شدن موقع نماز خوندن یا ارتباط با امام زمان.
بالاتر از قانون بودن, دستور کشتن هر کسی رو دادن, تسلط کامل بر بیت المال داشتن, سپاهی خونخوار و تجاوزگر داشتن همه نشونه همون فرعونی هست که اینها برای ما تعریف میکردن ولی امیدوارم که پشه فرعون هم همین احمدی نژاد باشه. حالا پیدا کنید فرعون را.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

جایگزینی بهتر از فراخوان برای تجمع11 اردیبهشت هم وجود دارد

رژیم همیشه تجمعات خیابانی را به خشونت کشیده و عملا اثر پیشبرد صلح آمیر خواسته ها را از بین برده و هرچه مردم متمدن تر رفتار میکنند طرف مقابل خشونت بیشتری به خرج میدهد و دوباره چند نفر از هموطنان شهید میشوند و خانواده ها داغدار و آخرهم همان خواهد بود که بود. روشهای مسالمت آمیز مثل تظاهرات سکوت با این رژیم بکار نمیآد مگر اینکه بخش بزرگی از جامعه را با خود به صورت فعال در بیشتر شهرها همراه کنیم مانند تجمع روز بعد از انتخابات.
رهبران جنبش در بند هستند و مردم هم با وحشی گریهای این رژیم از مبارزه مسالمت آمیز دلسرد شده اند چون تنها چیزی که نصیب مردم شده است و میشود گلوله و باتوم و تجاوز و قتل است وگرنه هیچ حاصلی نبرده اند.
متاسفانه هموطنان عزیز خارج از کشور سعی در تهییج احساسات مردم داخل رو دارند که بیشتر بخود حالت التماس گرفته تا فراخوان دادن و از همین الان نتیجه کار هم مشخص هست , یک تظاهرات اینترنتی.

حال با توجه به نکاتی که ذکر شد سوال این است که چرا بجای دادن بیشترین هزینه با کمترین بازده چرا به فکر راههای دیگر نباید بود مثل اعتصابات. چرا تا به حال یک فراخوان جدی برای اعتصابات داده نشده؟
اعتصابات هم هزینه کمتری دارد و هم بازده بیشتری همیچنین مانور بیشتری میشود روی آن داده شود و اگر بین مردم اتحادی از نوع اعتصابات بدون هزینه ایجاد شد سپس میشود به فکر فراخوان برای تظاهرات خیابانی هم بود.
در شرایطی که مردم از تظاهرات مسالمت آمیز مایوس شده اند فراخوانهایی که برای تظاهرات خیابانی داده میشود چیزی که عاید نمیشود هیچ ضررهایی هم بدنبال دارد مثل:
1- مردم زیادی به تجمعات نپیوندند به دلایلی که ذکر شد واین باعث گستاخ تر شدن رژیم خواهد شد
2- باعث کاهش اعتماد به نفس و ترس و نا امیدی بیشتر بین مردم میشود
3- اعتماد مردم به فراخوانهایی که برای تجمع داده میشود کم خواهد شد
اگر با کارگران قرار است که همصدا شویم چرا بهترین روش که همان اعتصاب است را انتخاب نکنیم تا بیشتر کارگران هم بتوانند در آن شرکت کنند؟ باید روی اعتصابات بیشتر کار کرد و همزمان باید سعی در گسترش جنبش کرد و تا وقتی که شهرستانها به صورت فعال مثل تهران به حرکت درنیایند حکومت با تمرکز نیروهایش میتواند تهران را مثل گذشته بصورت وحشی وارسرکوب کند.
قبل از فراخوان باید زمینه های آن را فراهم کرد وگرنه باز چند قربانی خواهد بود و همان آش و همان کاسه.

۱۳۹۰ فروردین ۶, شنبه

هموطن عزیز من چیزی برای افتخار کردن غیر از تاریخ گذشته وتمام شده بعنوان یک ایرانی ندارم

هموطن ما باید به چه چیزمون افتخار کنیم؟ به دلاوری های گذشتگان؟ به تاریخ؟ به فردوسی؟ به حافظ؟ به سی و سه پل؟ به تخت جمشید؟ اینها که همه گذشته. آیا ما خودمون چیزی برای افتخار کردن داریم؟ در هیچ کشوری حتی کشورهای عربی که بعضی از ما آنها رو عقب افتاده میدونیم طاقت شکنجه و کشتار و تجاوز به هموطنشون رو ندارند و به قیمت جنگ هم شده حیثیت خود رو حفظ میکنند و این رو در این مدت انقلابهای منطقه دیدم ولی در ایران صبر (شما بخونید ترس) پیشه کردیم. آقایان و خانمهایی که سکوت سکوت میکردند بیایند و جواب بدهند که در این مدت دوسال که جنبش سبز اینهمه هزینه داده چه پیشرفتی داشته غیر از درجا زدن؟ روزهایی که موقعیت پیش آمده بود و مردم حاضر به فداکاری بودند یک مشت ترسو و اصلاح طلب (شما بخونید اسهال طلب) آمدند به میان که ما باید قدم به قدم پیش برویم تا یکوقت کسی اوف نشود چون تغییرات را مفت و مسلم میخواهیم . خیلی خوب الان دوسال از اون تاریخ گذشته و اتفاقی نیوفتاده که هیچ مثل همیشه عقب گرد هم داشتیم همونطور که اولین کشور دموکراسی خواه منطقه بودیم و الان کارمون بعد از 100 سال به جمهوری اسلامی ختم شده.
ما هم افسار خود را دست کسانی دادیم که باوری به رفتن رژیم ندارند بلکه نگران قدرتی هستند که از دست داده اند و مردم رو وجهه و المصالحه خود کردند تا به اصلاح طلبی خود ادامه بدهند ولی در قدرت بمانند و از قدرت حذف نشوند.
تمام انسانها وقتی شرافتشون لگدمال میشه هر کاری برای اعاده حیثیت خودشون میکنند حتی اگر باید اسلحه به دست بگیرند ولی ما چیکار میکنیم؟ صبر؟ تا کی؟ نتیجه اون چه چیزی خواهد بود که صبر کنیم؟ معلوم نیست ولی شما صبر کن.
آیا کسی هست که بخواهد کتمان کند که مردم سرد شده اند؟ ها؟ ما بهترین موقعیت رو از دست دادیم.
آخر وقتی یک جانی به خانه شما وارد بشود و بخواهد به ناموستون تجاوز کند باید صبر پیشه کنید یا با اون بجنگید؟ هموطن ما که نمیتونیم همیشه به گذشته افتخار کنیم و باید چیزی از خودمون نشان بدهیم تا بتوانیم به پدرانمون که با از خود گذشتگی و تلاش به افتخار رسیدن افتخار کنیم.
چرا کسی نمیآید و بگوید که این صبر و سکوت تا کی باید ادامه داشته باشد؟ آیا حد و مرزی هست؟ آیا اینطور صبر کردن اسمش ترس نیست؟ ما چه چیزی داریم که آیندگان به ما افتخار کنند؟ ترس؟ به ترس ما باید افتخار کنند؟
فهمیدن اینکه جنبش دارد رو به زوال میرود هم خیلی مشکل نیست. روزی بود که مردم میگفتند اگر موسوی فلان بشه فلان میکنیم پی چی شد؟ همش حرف؟ من به عنوان یک ایرانی چیزی برای افتخار کردن ندارم شما اگر دارید به من هم بگید.
مرگ یکبار و شیون یکبار که زندگی با تحقیر از مردن بدتره.

آقا این تغییرمسالمت آمیز رژیم ما رو کشته

کسانی که بصورت بسیار نرم میخواهد رژیم رو عوض کنند باید این روش رو بگذارند در کوزه آبش رو بخورندچون این تغییرات مسالمت آمیز ما رو هلاک کردن و البته بهانه ای شده برای کسانی که میخواهد ترس خودشون رو پشت این مسالمت مسالمت پنهان کنند.
یادم هست چه آتیش تندی داشتیم بعد از انتخابات. یکی میگفت تا 2 ماه دیگه کارشون تمومه اون یکی میگفت تا 4 ماه دیگه یا کسی دیگه خیلی دوربین بود میگفت تا یکسال یا اون یکی تلسکوپ بود میگفت دوسال دیگه و خلاصه هرکسی چیزی میگفت. الان بعد از نزدیک به دو سال دیگه کسی حتی پیش بینی هم نمیکنه چون با روشی که انتخاب شده اصلا معلوم نیست اتفاقی بیوفته یا نه. هیچکس هم جواب خون کسانی که شهید شدند رو هم نداره که بدهد.
آخه بابا یکی نیست بگه این روش برای رژیمی که دستش روی ماشه نیست و حدودآ 5% انسانیت داره شاید کار بکنه ولی نه هر حکومتی. آیا شما میتونید انتظار داشته باشید که برید توی قفس یک شیر گرسنه و با نصیحت و استقامت اون رو از دریدن منصرف کنید؟ باب طبیعت اون حیوون دریدن هست و روش مسالمت آمیز نداره.

در این روش بسیار پر کاربرد مسالمت آمیز البته رژیم هم بیکار ننشسته و مرتب در حال فرستادن ستون پنجم (مثل همونهایی که کور رنگی دارند و نقطه سیاه و خاکستری و سفید رو تشخیص نمیدهند) برای ایجاد تفرقه هست و داستان ما هم شده مثل همون موشی که داخل چرخ آزمایشگاه در حال دویدن هست و یک سانت هم جلو نرفته. مردم تشکیلات با انسجام ندارند ولی رژیم داره و هر کاری دوست داره داره با ما انجام میده.
الان وضعیت ما با دوسال پیش چه تغییری کرده؟ بیلان و رادمان شکنجه و قتل و تجاوز و کشتار این دوسال چی بوده؟
من به خشونت دعوت نمیکنم ولی فکر میکنم روش کار اشتباه هست که دوسال در جا زدیم.

البته شکاف در حکومت رو که ادعا میکنند چیزی هم نیست بشود اندازه گیری کرد و به چه درد ما میخوره نمیدونم.
متاسفانه ایرانیها همیشه کارهای بزرگ رو اول شروع میکنند ولی هیچ وقت کاری رو نمیتونن تموم کنند و این واقعیت تاریخی هست. چطور در کشور ما بیشتر از 100 سال پیش مشروطه بوجود آمده و بعد از 100 سال ما پیش رفت که نکردیم هیچ پسرفت هم کردیم و به جمهوری اسلامی ختم شدیم در صورتی که زمانی که ما مشروطه داشتیم در خیلی جاها حتی نمیدونستن دموکراسی خوردنیه یا پوشیدنی ولی با کمال تعجب اونها به آزادی رسیدن و ما اندر خم همون کوچه که بن بست هم هست هستیم.
من واقعا فکر میکنم ما نباید خودمون رو بهتر و باهوش تر از آنچه نیستیم نشان بدهیم. تکیه به تاریخ پر افتخار به چه درد ما میخوره وقتی ما همون مردم پیشین نیستیم؟
بیشتر از اونکه رژیم فرسایش پیدا کنه ظاهرا خود ما داریم فرسایش پیدا میکنیم پس پیش بسوی تغییرات با سکوت وتا ابد ایستاده ایم حتی اگر یونجه زیر پایمان سبز شود..

۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

چرا نوروز بزرگترین دشمن حکومت آخوندیست و با آن دشمنی میکنند

رژیم آخوندی و سپاه پاسداران جدیدآ با برگزاری نوروز در شیراز یا تخت جمشید مخالفت کرده اند که البته موضوع جدیدی نیست ولی تا به حال به این حد از گستاخی نرسیده بودند که علنآ با مراسم نوروز مخالفت کنند. این فرومایمان 32 سال هست که از غفلت پدران و مادران ما ایرانیان استفاده کرده اند و بر پول نفت و جان و مال ایرانی چنبره انداخته اند و خلاصه نمک خورده اند و مثل همیشه دارند نمکدان میشکنند و از آنجا که ناف این رژیم کثیف با ترور بسته شده در این مورد هم سعی در ترور فرهنگی مردم ایران را دارند.
چرا مردمان بعد از هر موفقیتی و به سر انجام رساندن کاری شادی میکنند و گرد هم جمع میشوند. این شادمانی زنجیره ای است ناگسستنی با پیروزی آنها که اتحاد و همدلی مردمان را و تقسیم و لذت آن را به نمایش میگذارد. تا به حال هیچکسی ندیده که بعد از موفقیت کسی غمگین باشد یا سوگواری کند. رابطه همدلی در نتیجه شادی و موفقیت یک رابطه ثابت شده است رابطه معکوس آن هم صدق میکند یعنی در شادی شما به موفقیت فکر میکنید و امید بیشتری دارید و آخوند این را به درستی درک کرده.
این شب پرستان از شادی مردم میترسند و شادی بزرگترین دشمن این رژیم هست چون شادی در جامعه باعث نزدیکتر شدن دلها میشود و احساس سهیم بودن در یک شادی مشترک همراه با نوروز زمینه ای برای همبستگی ملی است. این رژیم همبستگی ملی را حتی در حد یکروز هم برنمیتابد و هیچ دلی را نزدیک به هم نمیخواهد.
تحریک اقوام ایرانی بر علیه یکدیگر که همه شاهد آن هستند گواه است که اینها مردم ایران را از هم گسسته میخواهند تا بتوانند راحتر آنها را سرکوب کنن ولی نوروز روزی است که تمام مردم ایران در یک شادی سهیم و همدل هستند.
اینها از نوروز وحشت دارند چون زمینه ای است اتحاد ملی واگر بتوانند آن را حداقل کمرنگ تر کنند یکی از ابزار مهم اتحاد ملی را توانسته اند کنترل کنند. روزهای بعد از انتخابات را به یاد بیاورید که چطور مردم از همدلی و اتحاد با هم شاد بودند و حاضر بودند برای هم جانفشانی کنند مثلا فردی حاضر میشد که موتور خود را به آتش بکشد که مردم از بوی گاز اشک آور در امان بمانند. هرچند که روزهای سختی بود ولی شادمانی با هم همدل بودن باعث آنهمه عشق به همدیگر و از خود گذشتگی شد. یادمان باشد که باید تا جایی که میشود شادی کنیم و با هم مهربان باشیم تا به اتحاد برسیم.
برای همین نوروز تبدیل به یکی از راههای مبارزه با این رژیم آخوندی شده است و ما هر نوروز این رو احساس میکنیم چون هر چیزی که این رژیم منحوس با آن مخالفت میکند به نفع مردم است و به ضرر خودشان.
پیغام این هست که بزرگتر از شما آخوندهای وقیح و خائن هم نتوانستند این فرهنگ با مراسمش رو از بین ببرند پس به قول حافظ عزیز:
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست/ عرض خود میبری و زحمت ما میداری

۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه

ایران حاصل خیزترین خاک برای پرورش دیکتاتور

ایران اولین کشورخاورمیانه که برای برقراری دموکراسی انقلاب کرد امیدوارم آخری کشوری نباشیم که آنرا بدست میآوریم.
ایران تاریخی طولانی در مبارزه با استبداد دارد و اولین کشور خاورمیانه هست که برای برقراری دموکراسی واقعی انقلاب کرد و کشته داد تا حکومت بر اساس خواست مردم اداره شود ولی هربار یک دیکتاتور سر برآورد و روز از نو و روزی از نو و دوباره انقلاب پشت انقلاب.
ایران حتی قبل خیلی از کشورهای اروپایی به قانون اساسی دست پیدا کرد و حرکت بسوی دموکراسی رو شروع کرد.
براستی دلیل اینهمه سعی و تلاش بی فایده چیه؟ آیا نباید دلیل رو در خودمون جستجو کنیم؟ در ایران مردمانی هستند که از پاچه خواری و گردن کج کردن امورات میگذرانند و برای بالا رفتن پله های قدرت حاضر هستن همه چیز رو نابود کنند و برای همین یکنفر رو که در قدرت هست تا مرتبه خدایی بالا میبرند تا بتونن به امیال خودشون برسند و البته این مردمان دارای ضریب هوشی به اندازه ماهی طلایی هم نیستند و نمیتوانند در رقابت سالم با دیگران مراحل ترقی رو طی کنند و البته کمی طمعکار و بد سیرت هم هستند برای همین سعی میکنند تا یک دیکتاتور بسازند و خود رو با مجیز گویی و پاچه خواری و چسبیدن به القاب آریامهر و امام و کوفت و زهرمار به پول و قدرت برسانند.

ایران حاصل خیزترین خاک برای پرورش دیکتاتوری بوده هست و خواهد بود و این به دقت فرمول جاذبه نیوتن ثابت شده وگرنه کدوم کشور رو در دنیا سراغ دارید که بیشتر از 100 سال مبارزه با دیکتاتوری رو در کارنامه داشته باشه و نه فقط به جایی نرسیده بلکه پسرفت هم داشته و آزادیهایی که قبلا داشته هم دیگه نداره.
مبارزه مردم ایران برای مردمان کشورهای دیگر به گمان داره تبدیل به یک کمدی تراژی میشه.
هموطن دست به دست بدیم تا لاقل آخری نباشیم که خیلی افت داره. ناسلامتی ایران با تاریخش پرچمدار تمدن در منطقه هست.

بزرگترین کمکی که بچه های خارج از ایران به هموطنان داخل میتوانند انجام دهند

روز سه شنبه روز اعتراضات خیابانی هست و در این مدت اطلاع رسانی و تشویق هموطنانی که در داخل ایران هستند بزرگترین کمک به بچه های داخل هست. دوستان خارج از ایران بدون ترس از کنترل تلفنی میتونن به شهرهای مختلف به صورت تصادفی زنگ بزنند و مردم رو تشویق کنند و به اونهایی که دیگر امیدی ندارند امید بدهند. خیلی از مردم به اینترنت و وسائل ارتباطی روز دسترسی ندارند برای همین آگاه کردن همه کاری ضروری هست. اگر هر هموطنی در خارج به 10 نفر در داخل ایران و به شهرهای مختلف زنگ بزنه هم آگاهی میده و هم جامعه رو به درجه هشدار و آمادگی میرسونه. اگر این کار ادامه پیدا کنه میشه در جامعه التهابی رو که لازمه حرکت مردم هست رو ایجاد کرد. فقط از دوستانی که میخوان تماس بگیرن خواهش میکنم تبلیغ برای شخص و گروه و دسته ای رو نکنند تا دو دستگی ایجاد نشه که اگر کسی سعی کنه با توسل به تبلیغات برای گروهی اینکار رو انجام بده یعنی همون آب در هاون کوبیدن.
چیز دیگه که میشه هنگام تماس از هموطنانتون بخواید اعتصاب برای روز سه شنبه هست یعنی اینکه به سرکار نرند و اگر هم به سر کار رفتند ولی کار نکنند یا به قول آقای سازگارا اعتصاب ایتالیایی انجام بدهند.
دوستان خارج از ایران اگر بتونن وظیفه رسوندن پیام رو هم به داخل و هم از داخل به خارج رو خوب انجام بدهند بزرگترین کار رو کردند. البته دوستان داخل ایران هم میتونن اینکار رو انجام بدهند اگر خطری براشون نداره مثلا از تلفنهای عمومی استفاده کنند. بنده خودم از همکین الان شروع میکنم.
دوستان میتونن از لینک زیر به پیش شماره شهرهای ایران دسترسی پیدا کنند که به ترتیب الفباء نوشته شده.

۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

آقای سروش جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت نبود؟

آقای سروش زمانی که سرمست انقلاب فرهنگی بودید و استادان با تجربه رو از دانشگاه به قول خودتون پاکسازی میکردید فکر این نبودید که با رفتن علم و آوردن ویروس خرافات و جهل یکروزی این مرض دامن خود شما رو هم خواهد گرفت؟ آقای سروش این انقلاب دست پخت آدمهایی مثل شماست که به زور 32 ساله به خورد این مردم دادید و شما به تازه گی این غذای متعفن انقلاب رو مزه مزه کردید و هنوز کامل نچشیدید. هنوز نچشیدید که مادری فرزند یا خواهری برادر و یا زنی شوهر رو یا بلعکس از دست بده. آقای سروش کسانی که این آش شور رو پختند حق اعتراض ندارند که خود کرده را تدبیر نیست ولی در عوض نسل جوونی مثل من جوونی خود را از دست داد تا به زور دست پخت شما را بخوره یعنی همان موقعی که مست قدرت بودید و چشمانتان نمیدید و گوشتان نمی شنید برای همین نسل ما رو هی زدید توی سرش تا یک انتخاب بیشتر نداشته باشه بجز آوارگی در غربت چون راهی دیگری نمانده بود.
خلاصه اینکه آقای سروش زمانی که جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت نبود؟

جاده منتهی به خطوط قرمز جنبش سبز شده اتوبان رژیم و ما ساکت هستیم



خانمها و آقایان عزیز رژیم دیگه از خطوط قرمز جنبش سبز فقط رد نشده بلکه اون رو تبدیل به اتوبان تهران-کرج کرده و ما در حال نوشتن گزارش و خواندن گزارش اعتراض خانواده های رهبران جنبش آقایان کروبی شجاع و موسوی هستیم. هموطن عزیز من میترسم مردم عربستان سعودی هم رژیمشون رو عوض کنن و ما هنوز اندر خم همون کوچه بن بست تفرقه و خود بزرگ بینی خودمان باشیم.
خوشبختانه دیگه بهانه ای هم دیگه نداریم که این رژیم خیلی وحشیه چون رهبر فاشیست لیبی دیگه زد به سیم آخر و مردمش رو بمباران هوایی هم کرد (که من مطمئن هستم در ایران خلبانی به این درجه از بی شرافتی و وطن فروشی نداریم) ولی مردم لیبی با این اوصاف یک شهر دیگه رو از دست کفتاران قذافی خارج کردن.
هموطن عزیز من تشویق به خشونت نمیکنم چون در نهایت باید با هموطن خودمون خشونت کنیم که کار درستی نیست ولی باور کنید با این رژیم با راهپیمایی سکوت (اگه بگذارن) نمیشه کاری کرد و حداقل باید از خودمون دفاع کنیم چون دفاع از خود حق مسلم هر انسانی هست (حتی حیوانات) و در کنار تظاهرات مسالمت آمیز کاری دیگه هم باید انجام داد.
چقدر خوبه که خودمون روز و ساعت تظاهرات و اعتراض رو مشخص کنیم و براش برنامه ریزی کنیم. پیشنهاد من برای برنامه ریزی این هست که کارگران و کارمندان رو تشویق به اعتصاب و نرفتن به سر کارهاشون در اون روز بکنیم (که خطری هم براشون نداره و به بهانه های مختلف میشه نرفت سرکار) چون اعتراضات خیابانی همراه با اعتصاب حتی اگه یکروز باشه چنان اکو و طنینی در جامعه میاندازه که رژیم به لرزه بیوفته.
پیشنهاد دیگر من مربوط به هموطنانی که در خارج کشور هستند هست. جنبش هنوز نتونسته از پتانسیل دوستان خارج از ایران به طور کامل استفاده کنه هر چند که اطلاع رسانی خودش کار بزرگی هست ولی منظورم کاری که بشه به صورت مستقیم به تظاهرات داخل کمک کنه. اگر این پیشنهاد رو دوستان خراج از ایران جدی بگیرن واقعا قدم بزرگی برای تهییج وفعال سازی جامعه هست.
پیشنهاد من این هست که هر کسی خارج از ایران پیش شماره های شهرهای مختلف رو دربیاره و ئر هر شهر به فقط 4 یا 5 تا منزل به صورتی تصادفی زنگ بزنه. البته هرکسی در حد توان خودش. شاید کسی فقط به یک شهر زنگ بزنه و کسی دیگر به 10 تا شهر ولی مهم اینه که هر کاری هرچقدر کوچک ولی به تعداد زیاد مطمئنا جریان بزرگی به راه خواهد انداخت.

هموطن این راهی هست که باید بریم حالا هر چه دیرتر انجامش بدهیم تلفات و هزینه اون بیشتر هست. باید از شرافت خودمون دفاع کنیم و نشون بدیم که متحد هستیم و اجازه نمیدیم که هرکاری که خواستن با ما انجام بدهند و ما فقط سکوت کنیم.

۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

هنگام اعتصابت سراسری فرا رسیده

جلو گیری رژِیم از ایجاد سندیکاهای کارگری به دلیل این بوده و هست که در زمان اعتراضات مردم اعتصابی شروع نشود ولی با تمام اینها الان بهترین وقت برای اعتصاب معلمان کارگران پرستاران و غیره هست تا قدرت اعتراضات خیابانی چندین برابر بشود و به زودی زود این رژیم به زباله دانی تاریخ بپیوندد. جنبش باید تمرکز خود را برای شروع اعتصابات قرار دهد چون با توجه به هدفمند کردن یارانه به جیب حکومتیان و نارضایتی تمام قشرهای مردمی این پتانسیل بالا وجود دارد و باید از آن استفاده شود.. شروع اعتصابات همراه با اعتراضات خیابانی یعنی سرنگونی رژیم ولایت وقیح.

۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

در پی درخواست ایران از مقامات مصری برای خودداری از برخورد خشونت‌آمیز با مردم خود, نیاز شدید به اختراع کلمه ای برای بیان وقاحت به توان هزار احساس شد

من از دیروز که خبر درخواست رژیم ولایت وقیح رو از مصر برای خودداری از برخورد خشونت آمیز با مردم مصر شنیدم هرچی گشتم که یک جمله و کلمه پیدا کنم که بتونه درجه وقاحت اینها رو بیان کنه پیدا نکردم برای همین از اساتید زبان فارسی درخواست میشود که کلمه ای در خور اختراع کرده و ما را از سردرگمی رهایی بخشند.
خواهشمند است که کلمه باید معرف حرامزادگی گستاخی دروغگویی پستی و فرومایگی وقاحت و هرچه رذیلت در این دنیا هست باشد تا بتوان آن را به کار برد. هنوز چنین کلمه ای اختراع نشده چون فرومایگانی اینچنین زاده نشده.

۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

بابا شاه: این عکس را خودم کشیدندیم


لینک ضد رژيم در والاترین (بالاترین) حذف شد

با تبریک و تهنیت به حاج آقا یحیی نژاد و خسته نباشید به سربازان گمنام بالایار بدینگونه اعلام میشود که لینک ضد رژیم اینجانب به دلیل تشویق به خشونت از بالاترین حذف شد!!!
سربازان گمنام در یک حرکت انقلابی لینکی را که بوی مخالفت با حکومت امام زمانی را میداد به سرعت حذف کردند.
دوستان ادامه این وضع واقعا دیگه غیرقابل تحمل شده. من لینکی رو ارسال کردم و در اون گفته بودم با توجه به خشونتی که رژیم به کار میبرد اعتراض بعدی مردم نه با سکوت که خونین خواهد بود. این لینک رو به دلیل ترغیب به خشونت از بالاترین حذف کردند و حتی سوال من رو که پرسیده بودم کجای این لینک ترغیب به خشونت هست رو هم بدون جواب گذاشتن.
بسیجی در بالاترین حق توهین به اکثریت جامعه و لجن خواندن اونها رو داره ولی حتی پیشگویی هم در بالاترین به ضرر رژیم باشه به سرعت باهاش برخورد میشه.
آقای یحیی نژاد اگه قبله جنابعالی عوض شده به ما هم بگو چون من ول کن این ماجرا نیستم. این لینک رو هم حذف کردید به جهنم و به درک

۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

آخرین کلمات یک...

آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن...

آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟

آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...

آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...

آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...

آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟

آخرین کلمات یک خبرنگار : بله، سیل داره به طرفمون میاد...

آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...

آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام!

آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره...

آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم...

آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند...

آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری...

آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بی خطره...

آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...

آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!

آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...

آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک: گفتی تا چند بشمرم؟