۱۳۹۰ شهریور ۲, چهارشنبه
اصلاح طلبان حکومتی شورای هماهنگی راه سبز مخفی بودن هویتشان بیشتر اعتبار برایشان دارد تا افشاء آن
هیچ دلیلی وجود ندارد که کسانی که ادعای هماهنگی و رهبری یک جنبش را دارند هویت خودشان را افشاء نکنند مگر اینکه مخفی نگهداشتن هویتشان بیشتر اعتبار برایشان کسب کند تا افشاء چهره شان. محسن کدیور که مدت زیادی است محو شده است یکی از همین اعضاء گروه شورای هماهنگی جنبش سبز خود خوانده است. محسن کدیور بعد از شاهکار هم غزه هم لبنان متوجه منفور بودن چهره خود شد برای همین از نظرها پنهان شده و حالا آرزوهای خود در رسیدن به یک نوع دیگر جمهوری اسلامی خود ساخته را در شورای هماهنگی به جلو میبرد. معمولا کسانی که ادعای سیاست سازی و رهبری یک حرکت مردمی را در جامعه بعهده میگیرند بر اساس سوابق و مبارزاتشان است ولی گروهی که هویت خود رو آشکار نمیکنه چطور انتظار دارد که مردم از آنها حمایت کنند. آیا مردم حق ندارند بدانند سیاستهای چه کسانی را میشنوند؟ آیا اینها هم مانند مزدورانی که خود را جزئی از مردم جا میزدند تا تجمعات را به بیراهه ببرند هستند و قصد منحرف کردن و از پا انداختن مخالفان را دارند؟ چطور مردم باید به فراخوانهای شورایی لبیک بگویند که حتی هویتشان هم مشخص نیست؟ اصلا چه دلیلی وجود دارد که اینها در خارج از ایران از جمهوری اسلامی بترسند؟ اگر هم میترسند چرا باید ادعای رهبری و تشکیل شورا را داشته باشند چون این کار گاو نر میخواهد و مرد کهن. آیا دلیل دیگری غیر ترس از افشای چهره منفورشان وجود دارد؟ اینها حتی یک سخنگو هم ندارند که سیاستهای خودشان را بازگو کند. آیا ملت ایران باید بدنبال اشباح به راه بیفتند؟ آیا انقلاب 57 درس عبرتی نشده که مردم ما چشم بسته و نشناخته دنبال روی کورکورانه نکنند آنهم دنباله روی کسانی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند و چهره خود را مخفی نگهداشته اند؟ فراخوان دادنهای آبکی در روزی که سنَدَش به اسم حکومت خورده است چه معنایی غیر از سرخورده کردن احساسات مردم دارد؟ تمام شواهد نشان از این دارد که اینها به جمهوری اسلامی پایبند هستند و برای همان هدف هم کار میکنند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر