هموطن ما باید به چه چیزمون افتخار کنیم؟ به دلاوری های گذشتگان؟ به تاریخ؟ به فردوسی؟ به حافظ؟ به سی و سه پل؟ به تخت جمشید؟ اینها که همه گذشته. آیا ما خودمون چیزی برای افتخار کردن داریم؟ در هیچ کشوری حتی کشورهای عربی که بعضی از ما آنها رو عقب افتاده میدونیم طاقت شکنجه و کشتار و تجاوز به هموطنشون رو ندارند و به قیمت جنگ هم شده حیثیت خود رو حفظ میکنند و این رو در این مدت انقلابهای منطقه دیدم ولی در ایران صبر (شما بخونید ترس) پیشه کردیم. آقایان و خانمهایی که سکوت سکوت میکردند بیایند و جواب بدهند که در این مدت دوسال که جنبش سبز اینهمه هزینه داده چه پیشرفتی داشته غیر از درجا زدن؟ روزهایی که موقعیت پیش آمده بود و مردم حاضر به فداکاری بودند یک مشت ترسو و اصلاح طلب (شما بخونید اسهال طلب) آمدند به میان که ما باید قدم به قدم پیش برویم تا یکوقت کسی اوف نشود چون تغییرات را مفت و مسلم میخواهیم . خیلی خوب الان دوسال از اون تاریخ گذشته و اتفاقی نیوفتاده که هیچ مثل همیشه عقب گرد هم داشتیم همونطور که اولین کشور دموکراسی خواه منطقه بودیم و الان کارمون بعد از 100 سال به جمهوری اسلامی ختم شده.
ما هم افسار خود را دست کسانی دادیم که باوری به رفتن رژیم ندارند بلکه نگران قدرتی هستند که از دست داده اند و مردم رو وجهه و المصالحه خود کردند تا به اصلاح طلبی خود ادامه بدهند ولی در قدرت بمانند و از قدرت حذف نشوند.
تمام انسانها وقتی شرافتشون لگدمال میشه هر کاری برای اعاده حیثیت خودشون میکنند حتی اگر باید اسلحه به دست بگیرند ولی ما چیکار میکنیم؟ صبر؟ تا کی؟ نتیجه اون چه چیزی خواهد بود که صبر کنیم؟ معلوم نیست ولی شما صبر کن.
آیا کسی هست که بخواهد کتمان کند که مردم سرد شده اند؟ ها؟ ما بهترین موقعیت رو از دست دادیم.
آخر وقتی یک جانی به خانه شما وارد بشود و بخواهد به ناموستون تجاوز کند باید صبر پیشه کنید یا با اون بجنگید؟ هموطن ما که نمیتونیم همیشه به گذشته افتخار کنیم و باید چیزی از خودمون نشان بدهیم تا بتوانیم به پدرانمون که با از خود گذشتگی و تلاش به افتخار رسیدن افتخار کنیم.
چرا کسی نمیآید و بگوید که این صبر و سکوت تا کی باید ادامه داشته باشد؟ آیا حد و مرزی هست؟ آیا اینطور صبر کردن اسمش ترس نیست؟ ما چه چیزی داریم که آیندگان به ما افتخار کنند؟ ترس؟ به ترس ما باید افتخار کنند؟
فهمیدن اینکه جنبش دارد رو به زوال میرود هم خیلی مشکل نیست. روزی بود که مردم میگفتند اگر موسوی فلان بشه فلان میکنیم پی چی شد؟ همش حرف؟ من به عنوان یک ایرانی چیزی برای افتخار کردن ندارم شما اگر دارید به من هم بگید.
مرگ یکبار و شیون یکبار که زندگی با تحقیر از مردن بدتره.