چرا بیشتر از صد سال است که در ایران به دنبال دموکراسی هستیم ولی به آن دست پیدا نکرده ایم؟
دموکراسی به ایران نخواهد آمد و مهم نیست چه رژیمی در ایران سرکار باشد چون به هر حال به دیکتاتوری ختم خواهد شد چون دموکراسی یک فرهنگ است که مردم ایران باید به آن دست پیدا کنند و نه حکومت و نمونه بارز آن عراق و افغانستان.
شما بهترین انسان روی کرهُ زمین را رهبر ایران کنید به دو یا سه سال نکشیده جمعیت فرصت طلب و کاسه لیس از او بزرگترین دیکتاتور را خواهد ساخت. فرصت طلبان و کاسه لیسان با بله قربان گفتن و دولا و راست شدن فضایی برای آن رهبر به وجود میآورند که به صورت اتوماتیک حس قدرت طلبی او را در جایگاه بالاتری از احساس و عواطف و طرز فکر قبلی او قرار میگیرد چون مجیز گویان آن حس برتری کامل به دیگران را فقط در او تحریک میکنند.
القابی مثل سلطان صاحب قران یا رهبر مسلمین جهان یا شاهنشاه را جمعیت فرصت طلب اجتماع ایران برای فاسد کردن رهبر به کار میبرند تا از فساد موجود برای بالا رفتن خود استفاده کنند. نمونه مصباح یزدی که پای خامنه ای را هم بوسه میزند در صورتی کخ خامنه ای حتی آیت الله هم نیست.
خیلی منطقی است اگر یک رهبر به کسانی که بیشتر حس قدرتمند بودنش را با دولا و راست شدن و لقبها به او القاء میکنند اعتماد کند و قدرت بیشتری دهد.
حتما تا حال برایتان اتفاق افتاده که کسی از شما تعریف کند تا جایی که احساس غرور کنید حالا حساب کنید فردی را از صبح تا شب تا سقف آسمان برسانند و به او غرور کاذب القاء کنند مطمئن باشید که بعد از مدتی برای او برتری به دیگران به صورت یک چیز ثابت شده و حقیقت مطلق در خوآهد آمد و دیگر حاضر نیست این برتری را از دست بدهد چون کاسه لیسان همیشه این حس را در او تحرک میکنند که شخصی فراتر از یک انسان معمولی است یا او رهبر مسلمین جهان است و غیره...
این قدرت مطلق را در یک فرد دیدن در جامعه ایران به صورت یک فرهنگ درآمده که همان فرهنگ دیکتاتوری است. اینکه مردم به شنیدن زبان زور عادت میکنند چیزی ثابت شده است همانطور که مستبد به زورگویی عادت میکند.
وقتی میگوییم فرهنگ دیکتاتوری بدین معنی است که نه تنها افراد جامعه به زور شنیدن از بالا دستی خود عادت میکنند بلکه به زورگویی به پایین دستی خود نیز خوء میگیرند.
کم کم تمام روابط داخل جامعه بر پایه همین فرهنگ شکل میگیرد حتی داخل خانواده. پدر و مادر به بچه زور میگویند ,بچه به فرزند کوچکتر زور گویی میکند و الی آخر.
در این فرهنگ است که به کسی اجازه نقد آن رهبر را نمیدهند و اگر کسی نقدی کرد با تمام قوا به او حمله میکنند.
درهمین طرز تفکر بود که به کسی اجازه نقد خمینی داده نشد چون بهانه این بود که جنبش انقلابی مردم تضعیف میشود و همین باعث بوجود آمدن یکی از تاریکترین دیکتاتوریهای تاریخ ایران شد و هزاران نفر را به کشتن داد و میلیونها فراری و ترک وطن به دنبال داشت.
در فرهنگ چنین جامعه ای راهی سالم برای پیشرفت و ترقی وجود ندارد و حتما باید کاسه لیسی خود را به اثبات برسانی تا پیش رفت کنی حال چه قلبآ و چه جبرآ. مثلا وقتی شما بخواهید وارد یک سازمان و اداره دولتی بشوید باید به ولایت فقیه اقتدا کنید و به ابزار دیکتاتوری رهبر هم که همان دین 12 امامی است اعتقاد قلبی داشته باشید.
فرهنگ دیکتاتوری از 3 چیز تغذیه میشود:
1-مذهب و خرافات یا ایدئولوژی
2-جهل و بی سوادی
3-فقر
خرافات مذهبی مثل یک ویروس به ذهن و تفکر انسان حمله میکند و کنترل آنرا به دست دیگری میدهد همچنین فقر با مذهب ذهن و جان انسان را آماده انجام هر بی شرافت و سنگدلی میکند حتی به قیمت کشتن هزاران نفر. کافی است شما یک گدایی را از گوشه خیابان پیدا کنید و اختیار یک شهر را به او بدهید به شرطی که ده هزار نفر را بکشد و مطمئن باشید که آن کار را خواهد کرد در حقیقت راست گفته اند که فقر مادر تمام اعمال پست است.
بی سوادی هم عامل دیگری است البته نه سوادی که در مدرسه و دانشگاه بدست میآید بلکه خواندن کتاب و تحقیق در باورهای خود و مقایسه با کسانی که در جوامع دیگر زندگی میکنند. برای همین جمهوری اسلامی قاتل اینترنت است.
به سه عاملی که بالا اشاره شد که در تمام دیکتاتوری ها مشترک است جمهوری اسلامی در جایی دیگر هم حساب ویژه ای باز کرده و آن هم پخش مواد مخدر بین جوانان است تا قسمت بزرگی از انرژی جامعه جوان ایران را بتواند کنترل کند.
اگر کسی فکر میکند که با رفتن رژیم, ایران به دموکراسی میرسد اشتباه بزرگی میکند چون در کارخانه دیکتاتور سازی هیچوقت دموکراسی تولید نخواهد شد.
اگر نخواهیم فقط نیمه خالی لیوان را فقط ببینیم باید گفت که نیروهای آزادیخواه ایران هم همیشه قربانی این سیستم شده اند برای همین است که بیشتر از صد سال است که دنبال دمدکراسی هستیم و به آن دست نیافته ایم.