آذربایجان در تاریخ معاصر ایران به عنوان یکی از دو قطب اصلی بوده که اعتراضات و انقلابها در آنجا شکل گرفته و رژیم اسلامی به شدت از پیوستن آذریها بویژه تبریز به اعتراضات هراس دارد. بهترین راه برای خنثی کردن این انرژی عظیم چه در تهران و چه در تبریز رو در رو قرار دادن آنهاست. اینکه در عرض مدت کوتاهی یک تفکر نژادپرستانه بتواند تا این حد رشد کند را نمیشود تصادفی دانست.
رژیم از حفرهه هایی که خود ما ایجاد کردیم برای تفرقه انداختن به خوبی استفاده کرده است.
هدف نهایی رژیم ایجاد نفرت در طرفین هست که اینکار رو با در اختیار گذاشتن فضای مناسب برای رشد آن ایجاد کرده است. پانترکهایی که تا دیروز کسی حتی به حرفشان گوش نمیکرد امروز تریبونی در اختیار دارند به نام استادیوم که اخیرا بازیی نیست که اینها شعارهای خود را ندهند و در خلال بازی حاشیه ای درست نکنن که یک ربطی به ترک بودن پیدا نکند و هیچ برخورد و اعتراضی هم صورت نمیگیرد تا علی دایی به صدا دربیاد.
هر چند رژیم اجازه شاخ شدن را به آنها نخواهد داد و تا جایی به آن پر و بال میدهد که برای خودش مشکل ساز نشود ولی کار را تا جایی پیش خواهد برد که نفرت حداقل در بخش کوچکی از دو طرف ایجاد شود. این رژیم ثابت کرده که با بحران سازی زنده است و باز گذاشتن فضا داخل استادیومها برای ایجاد نفرت در همین جهت هست. چطور شخصی در کردستان و یا بلوچستان انگشت در بینی نکرده سربازان امام زمان از در و دیوار هجوم میبرند و طرف رو به قول معروف قپونی میبرند ولی از کنترل یک فضای کاملا هدایت و رهبری شده عاجزند؟
وظیفه همه ماست که اجازه ندهیم که این نقشه شوم به سر انجام برسد و باید از کارهایی که فضای لازم را برای رشد این حرکت ایجاد میکند پرهیز کنیم. باید همدیگر را از قبل محترمتر بداریم و از کارهایی که باعث رنجش خاطر هم میشود پرهیز کنیم.
حقیقت این هست که با رژیمی کثیف روبرو هستیم که برای رسیدن به خواسته خود از هیچ فرومایگیی دریغ نمیکند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر